پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

83

سقوط اصفهان ( فارسى )

رئيس محصلان افغانى گفت : « اى سگان ! تا چند و تا كى ما را مىفريبيد ؟ اگر امروز پول ، خواربار و دختران را نزد ما نفرستيد ، همه را قتل عام خواهيم كرد . » يك نفر لوطى پاسخ داد : « سگ ما نيستيم ، سگ شماييد و آن كس كه شما را فرستاده است . » بشنيدن اين سخنان دست محصل ماليات بسوى شمشيرش رفت تا مگر لوطى را بكشد ، ولى وى چالاك‌تر بود ، شمشير برآهيخت و محصل ماليات را به دو نيم كرد . « 1 » پس آنگاه قزوينيان طبلها كوفتن « 2 » گرفتند تا مردان خويش را فراخوانند ، كه با افغانان به جنگ برخيزند . همين كه امان اللّه شنيد كه قزوينيان شوريده‌اند و سر جنگ دارند دو تن از سرداران را فرمان داد به محل واقعه شتابند و آنان را رام سازند . اين سرداران و مردان آنها ، چون بدان مكان رسيدند ، از اصلاح كار عاجز ماندند . قضا را امان اللّه كه ديد فتنه بالا مىگيرد و چاره‌يى [ جز جنگ ] نيست به نفس خويش با سپاهيان بدان صحنه آمده و سپس سوار گشت و بر آنها حمله برد . بسيارى از آنها را بكشت و ديگران را تا بخانه‌هاى خود بپراكنيد و سپس در سه محلت شهر آتش افكند و آنها را يكسره ويران ساخت . هم بدان گاه كه اين آشوب و شورش در كار بود ، سردارى قزلباش با يكصد و پنجاه تن « 3 » سپاهى قاجار « 4 » به شهر داخل شد و بر افغانان حمله برد .

--> ( 1 ) - از عبارت متن خوب آشكار نيست كه لوطى شمشير خود را بر كشيده است ( و به اين اعتبار بايستى كه او خود نيز شمشيرى داشته باشد ) يا اينكه شمشير محصل ماليات را گرفته است و او را با همان تيغ به خاك هلاك انداخته است . ( 2 ) - مقصود نقاره است و ( عجب اينكه ) امان اللّه ( با همه خوى سپاهيگرى خويش ) روح جنگ‌آورى نيك قزوينيان را به حساب نياورده و به چيزى نشمرده بود . ( ل . ل ) . ( 3 ) - پرفسور پاتكانوف ( Prof . Pathanov ) بخطا اين رقم را 1150 تن آورده است . ( 4 ) - دخالت قاجاريان در اين واقعه جايى ديگر در منابع موجود ذكر نشده و كمتر احتمال صحت